
تازه عروس بود و داشت خادم بیت رهبری میشد. همان روز نهم اسفند برای مصاحبه به آنجا رفته بود اما چون مدارکش ناقص بود او را فرستاده بودند تا در خیابان جمهوری از مدارکش پرینت بگیرد که بیت را زدند. غبطه میخورد و آرام و قرار نداشت. آن شب در خانه دست پدرش را بوسید و گفت:« از من راضی باش، حتما شما از من راضی نبودی که من شهید نشدم». بعد هم رفت سراغ سجادهاش و تا صبح گریه کرد. ساعت هشت صبح تازه خوابش برده بود. هنوز یک ساعتی از خوابیدنش نگذشته بود که صدای مادرش آمد؛ مادر از بسیجیان فعال حوزه ۱۰۴ رضوان بود، داشت آماده شد تا برای جلسه به حوزه برود. ناگهان عطیه از خواب پرید و گفت من هم میآیم و هر طور بود مادر را راضی کرد و باهم راه افتادند. جلسه که تمام شد ماندند تا نماز اول وقت را بخوانند و به خانه برگردند که درست هنگام اذان ظهر، حوزه ۱۰۴ رضوان مورد حمله نیروهای آمریکایی_اسرائیلی واقع شد و مادر و دختر باهم به شهادت رسیدند و دعای عطیه مستجاب شد. روایتی از دیدار با خانواده شهیدان جنگ رمضان؛ شهیدان طاهره محمدی نصرآبادی و عطیه اصلاحی
لازم به ذکر است، مراسم چهلمین روز شهادت شهیدان، بسیجی شهیده طاهره محمدی نصرآبادی و بسیجی شهیده عطیه اصلاحی و بسیجی شهیده فاطمه محمدی نصرآبادی و بسیجی شهیده فائزه محمدی نصرآبادی در روز سه شنبه 1405/01/25 از ساعت 15 الی 17 واقع در سالن دعای ندبه بهشت زهرا (س) برگزار میگردد.حضور شما سروران گرامی موجب شادی روح آن شهیدان والا مقام وتسلی خاطر بازماندگان خواهد شد.





