
در این گزارش می خوانیم، گروهی که پنجاه سال پیش به نام مبارزه سلاح برداشت، امروز در کنار حامیان رژیم پهلوی و با پشتگرمی اسرائیل علیه ایران فعالیت میکند؛ رسانههایی مانند بیبیسی سابقه فعالیت تروریستی آنها را نادیده گرفته و چهرهای تطهیرشده ارائه میدهند.
در ادامه گزارش آمده است، مدتی است که شاهد همکاری بخشی از اپوزیسیونهای ایرانی با حمایتهای مالی و سیاسی آمریکا، اسرائیل و انگلستان در مسیر فعالیتهایی علیه جمهوری اسلامی هستیم. این حمایتها شامل پشتیبانی مالی، امنیتی و پوشش رسانهای است که تلاش میکند این گروهها را به عنوان، نیروهای مشروع یا نمایندگان واقعی مردم ایران معرفی کند.
گروه تروریستی منافقین در سال ۱۳۴۴ بهدست جمعی از اعضای نهضت آزادی با هدف مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی بنیانگذاری شد. ساختاری که در ابتدا خود را «اسلامی–انقلابی» معرفی میکرد، تنها چند سال بعد ضربهای سنگین متحمل شد؛ در سال ۱۳۵۰ اغلب بنیانگذاران و اعضای اصلی آن توسط ساواک دستگیر و اعدام شدند. خلأ ناشی از این ضربه، سازمان را در سال ۱۳۵۴ وارد مسیر تازهای کرد؛ جریانی که با تغییر ایدئولوژی رسمی به مارکسیسم، موجب شکاف داخلی و تصفیههای خونین درونسازمانی شد و نقطه عطفی در فروپاشی هویت اولیه گروه به شمار میرود.
با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، گروه تروریستی منافقین کوشید در ساختار جدید سیاسی نفوذ کند و نقشی تعیینکننده به دست آورد؛ تلاشی که با مقاومت نیروهای انقلابی و بینتیجه ماندن رقابتهای سیاسی، ناکام ماند. از سال ۱۳۶۰ و پس از عزل ابوالحسن بنیصدر از ریاستجمهوری، این گروه تروریستی بههمراه او مسیر مبارزه مسلحانه و اقدامات خشونتآمیز را در پیش گرفت. رجوی و بنیصدر در مرداد همان سال از کشور گریختند و در ۱۳۶۵ با سفر مسعود رجوی به بغداد، همکاری آشکار منافقین با صدام حسین—در بحبوحه جنگ ایران و عراق—رسمیت یافت. این همکاری نقطه اوج فاصله گرفتن از مردم ایران بود و سرانجام با سقوط صدام در ۱۳۸۲، ساختار متمرکز این گروهک دچار فروپاشی و افول شد.
در سالهای نخست دهه ۶۰ و همزمان با شکست عملیاتهای منافقین در داخل کشور، این گروه تروریستی سلسله اقداماتی را تحت عنوان «عملیاتهای مهندسی» رقم زدند؛ عملیاتی که طبق اعتراف اعضای دستگیرشده، شامل ربایش جوانان انقلابی یا حتی افراد عادی، شکنجههای شدید و در بسیاری موارد قتل آنها بود. یکی از اعضای منافقین در بازجویی خود گفته بود: «در پی ضربات شدید در اوایل سال ۶۱ و لو رفتن خانههای تیمی، سازمان دستور داد افراد مشکوک را ربوده و پس از شکنجه، اطلاعات بگیرند.» طبق اطلاعات موجود، مدیریت مستقیم این عملیاتها بر عهده شخص مسعود رجوی بود.
با وجود کارنامه تاریک این گروهک که بیش از پنج دهه از خشونت و اقدامات مسلحانه دست برنداشته است، این روزها در خارج از کشور شاهد آن هستیم که برخی جریانهای اپوزیسیون و سلطنتطلبان—که در گذشته و در دوران پهلوی، اعضای همین گروه تروریستی را اعدام کرده بودند—در کنار گروههای تجزیهطلب به آنها میدان دادهاند. همچنین نشانههای حمایت از رویکردهای این گروه در برخی شبکههای فارسیزبان مخالف حکومت، مانند بیبیسی، بهوضوح دیده میشود.
به طوری که بیبیسی در یکی از راهپیماییهای این گروهک در برلین—که تعداد افراد حاضر در آن محدود بود—با پوششی کاملاً گزینشی، صرفاً به بازتاب همین تجمع پرداخت و دیگر تظاهرات ایرانیان خارج از کشور در حمایت از فلسطین را نادیده گرفت. این شبکه در گزارش خود از عنوان پوششی «شورای ملی مقاومت ایران» استفاده کرد؛ عنوانی که برای پوشاندن عملکرد سرشار از خشونت و بدنامی سازمان منافقین به کار برده است.
سردبیر سابق بیبیسی فارسی در یک گفتوگوی تصویری با استناد به برخی روایتها و اسناد قدیمی مدعی شد که تغییر راهبرد اسرائیل در قبال ایران سابقهای نزدیک به چهار دهه دارد. به گفته او، مئیر داگان، رئیس وقت موساد، در مصاحبهای در سال ۱۹۸۴ اعتراف کرده بود که سیاستهای پیشین تلآویو درباره ایران «اشتباه» بوده و باید با رویکردی نو جایگزین میشد؛ رویکردی که بر بهرهگیری از شکافهای قومی و ایجاد تنشهای کمدامنه در مناطق مرزی ایران استوار بود. منظرپور این رویکرد را نقطه شروعی برای شکلگیری شبکهای از گروههای مخالف جمهوری اسلامی میداند که به تعبیر او نقش «ابزارهای اجرایی» پروژههای امنیتی اسرائیل را ایفا میکنند. او منافقین را «حلقه محوری» این شبکه خائن توصیف کرده و میگوید این گروه در عمل به «ابزار عملیاتی موساد» بدل شده است.
نمونهای دیگر از پوشش رسانهای حمایتی شبکه بیبیسی فارسی از منافقین، مربوط به یکی از برنامههای این شبکه است که در آن مجری اعضای این گروه را «سرمایههای اجتماعی» و «فرزندان ایران» میخوانَد؛ تعبیری که با واکنش مهمان برنامه مواجه شد و او صراحتاً این نگاه حمایتی را رد کرد. در بخش دیگری از همان برنامه، وقتی مهمان پرسید چرا مریم رجوی حجاب خود را برنمیدارد، مجری پاسخ داد: «این انتخاب اوست.» تکرار چنین مواضعی از سوی مجری نمونههایی از تلاش برای ارائه چهرهای مطلوبتر از این گروه تروریستی است.
گفتوگوهای تصویری دیگر با اعضای جداشده از سازمان، مانند مجتبی زرگر، نشان میدهد که بیبیسی سخنان منتقدانه درباره عدم محبوبیت منافقین در ایران را قطع میکند؛ وضعیتی که ناشی از تداوم رفتارهای تروریستی این گروه است.
در حالی که رسانههای ضدانقلاب تلاش دارند چهرهای مطلوب از فعالیتهای تحریکآمیز آنها ارائه دهند، منابع بینالمللی، از جمله شبکه اسرائیلی i24، نیز به همکاری منافقین در پشت پرده ترور دانشمند ایرانی، شهید محسن فخریزاده، اذعان کرده و میگوید:
«اسرائیل هرگز نمیتواند به تنهایی دست به ترور دانشمندان ایرانی بزند؛ اسرائیل با آگاهی ایالات متحده» و همکاری منافقین و «سرویس اطلاعاتی سایر کشورها دست به چنین اقداماتی در ایران میزند.»




