فارسی   English   عربي    
اخبارویژه

بزرگداشت «قتل عام اردوگاه اسپایکر» که توسط داعش در عراق انجام شد

انجمن دفاع از قربانیان تروریسم – به گزارش دراج مدیا، علی الصغری، یکی از بازماندگان این قتل عام، ساعات منتهی به این فاجعه را به یاد می‌آورد. او می‌گوید هرگز نشنیده است که هیچ فرمانده نظامی دستور عقب‌نشینی از پایگاه را صادر کرده باشد. برعکس، فرماندهان بارها از سربازان می‌خواستند که در داخل اردوگاه اسپایکر بمانند و آن را به عنوان یک موقعیت مستحکم که قادر به مقاومت در برابر حمله است، توصیف می‌کردند.

 

 

بر اساس این گزارش، ظهر ۱۲ ژوئن ۲۰۱۴، خانواده احمد کامل جبار منتظر بازگشت او به خانه بودند. این جوان اهل استان المثنی تلفنی به خانواده‌اش گفته بود که پس از وخامت اوضاع امنیتی در صلاح الدین، در راه بازگشت است. مادرش نمی‌دانست که این آخرین مکالمه آنها خواهد بود.

خواهرش، فاطمه کامل، ساعات پایانی قبل از ناپدید شدنش را به یاد می‌آورد. او می‌گوید احمد به تازگی به ارتش پیوسته بود و سعی می‌کرد از هر طریقی که می‌تواند زندگی آبرومندانه‌ای برایش فراهم کند، آینده‌ای برای خود بسازد. شب قبل از فاجعه، او به خانواده‌اش گفت که اردوگاه تکریت مورد حمله قرار گرفته و آنها به اردوگاه اسپایکر منتقل شده‌اند.

فاطمه می‌گوید احمد تا ساعات اولیه صبح با پدرشان در تماس بود، قبل از اینکه ارتباط برای مدت کوتاهی قطع شود. صبح روز بعد، او دوباره تماس گرفت و به آنها اطمینان داد که به زودی به خانه برمی‌گردد و آنها در حال آماده شدن برای رفتن هستند.

او اضافه می‌کند که احمد بعداً به آنها گفته است که مردان مسلح در یک ایست بازرسی غیرنظامی به سربازان اطلاع داده‌اند که ترتیب انتقال آنها به مناطق زادگاهشان را خواهند داد. سپس سربازان را سوار وسایل نقلیه بزرگ کردند، صحنه‌ای که بعداً در ویدیوهای مستند این قتل عام ظاهر شد.

حدود ساعت دو بعد از ظهر، در حالی که خانواده سر میز ناهار منتظرش بودند، احمد با پدرش تماس گرفت و خواست با مادرش صحبت کند. مادرش فوراً احساس کرد که مشکلی پیش آمده است. وقتی تلفن را گرفت، صدای گریه احمد را شنید که می‌گفت: «من دارم می‌روم… دیگر مرا نخواهید دید.»

پس از این حادثه، خانواده چندین روز به تماس با تلفن احمد ادامه دادند. سرانجام، شخصی تلفن را جواب داد و ادعا کرد که عضو داعش است و تهدید کرد که اگر به تماس با آن شماره ادامه دهند، احمد را خواهد کشت.

فاطمه می‌گوید برادرش که در سال ۱۹۹۱ متولد شده، با وجود اینکه رسماً به عنوان یکی از قربانیان قتل عام کمپ اسپایکر شناخته شده، تا به امروز مفقود است. او توضیح می‌دهد که خانواده‌اش به امید شناسایی بقایای او، نمونه‌های DNA را ارائه داده‌اند، اما سال‌ها انتظار هنوز هیچ پاسخ قطعی در مورد سرنوشت او ارائه نکرده است.

او خاطرنشان می‌کند که بسیاری از اجساد کشف‌شده از گورهای دسته‌جمعی از طریق آزمایش DNA شناسایی شده‌اند، در حالی که خانواده‌های دیگر، از جمله خانواده خودش، هنوز بیش از یک دهه پس از وقوع جنایت، منتظر تماس تلفنی هستند که شاید سرانجام خبری از عزیزانشان به همراه داشته باشد.

در ۱۲ ژوئن ۲۰۱۴، داعش قتل عام اردوگاه اسپایکر را انجام داد و طبق برآوردهای مختلف، بین ۱۰۹۵ تا ۱۷۰۰ دانشجوی افسری را کشت. این قتل عام تنها دو روز پس از تصرف شهر موصل توسط این گروه و یک روز پس از سقوط تکریت رخ داد.

هزاران دانشجوی افسری، چه غیرمسلح و چه با سلاح سبک، هنگام فروپاشی شرایط امنیتی در استان، در داخل اردوگاه اسپایکر و مناطق اطراف آن مستقر بودند. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که شبه‌نظامیان داعش قبل از اعدام‌های دسته‌جمعی، قربانیان را بر اساس خطوط فرقه‌ای از هم جدا می‌کردند.

تا به امروز، این قتل عام یکی از مرگبارترین جنایات تروریستی در تاریخ مدرن عراق است.

طبق آمار رسمی، داعش پس از تصرف تکریت، بین ۲۰۰۰ تا ۲۲۰۰ نفر از اعضای لشکر ۱۸ که مسئول حفاظت از تأسیسات و خطوط لوله نفتی در منطقه بودند را اسیر کرد. تعداد زیادی از اسیران به کاخ‌های ریاست جمهوری شهر منتقل شدند و در آنجا مورد اعدام‌های دسته جمعی قرار گرفتند، در حالی که برخی دیگر در مکان‌های مختلف کشته شدند. گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که برخی از قربانیان زنده به گور شده‌اند.

داعش بخش‌های زیادی از این جنایت را فیلمبرداری کرد و بعداً فیلم‌هایی از انتقال اسیران و اعدام‌های دسته‌جمعی منتشر کرد.

همزمان، تعدادی از سربازان و دانشجویان دانشکده افسری از طرق مختلف، به ویژه با رسیدن به شهر العلم در شرق تکریت که در آن زمان خارج از کنترل داعش بود، توانستند جان سالم به در ببرند. قبایل محلی، به ویژه اعضای قبیله الجبور، با ارائه سرپناه، مدارک شناسایی و عبور امن به مناطق امن‌تر، به آنها کمک کردند.

بازماندگان همچنین روایت کرده‌اند که چگونه سربازان فریب خورده و باور می‌کردند که مسیرهای منتهی به استان‌های زادگاهشان امن است، تاکتیکی که منجر به دستگیری تعداد زیادی از آنها توسط داعش شد.

از زمان وقوع قتل عام کمپ اسپایکر، بحث‌های گسترده‌ای در مورد شکست‌های نظامی و امنیتی پیش از این فاجعه برانگیخته شده است.

سپهبد علی الفریجی، که در آن زمان فرمانده عملیات صلاح الدین بود، صدور هرگونه دستوری برای خروج از اردوگاه اسپایکر را تکذیب کرد. او اظهار داشت که آنچه اتفاق افتاده ناشی از هرج و مرج بین سربازان و نگهبانان دروازه بوده که منجر به خروج تعداد زیادی از نیروها از پایگاه شده است.

الفریجی گفت که او به همراه گروهی از افسران و سربازان برای ادامه نبرد در داخل پایگاه مانده است و خواستار شنیدن شهادت همه پرسنل نظامی حاضر قبل از قضاوت در مورد آنچه رخ داده است، شد.

جمعه عناد، وزیر دفاع سابق، که در آن زمان به عنوان افسر میدانی در منطقه خدمت می‌کرد، می‌گوید که این بی‌نظمی پس از انتشار خبر سقوط موصل و سپس تکریت آغاز شد. به گفته وی، روحیه سربازان با انتشار شایعاتی در مورد فروپاشی واحدهای نظامی به شدت رو به وخامت گذاشت.

او توضیح می‌دهد که تصمیم به نقل مکان به کمپ اسپایکر به این دلیل گرفته شد که این کمپ مستحکم‌ترین و قابل دفاع‌ترین موقعیت در منطقه بود که مجهز به خندق، خاکریز، برج‌های دیده‌بانی و سیستم‌های دفاعی متعدد بود.

عناد استدلال می‌کند که مشکل اصلی قابلیت‌های دفاعی پایگاه نبود، بلکه عزم تعداد زیادی از سربازان برای ترک پایگاه و بازگشت به خانواده‌هایشان، علیرغم تلاش‌های مکرر فرماندهان برای متقاعد کردن آنها به ماندن، بود.

او می‌گوید بسیاری از کسانی که آنجا را ترک کردند، سلاح‌های خود را دور انداختند، یونیفرم‌های نظامی خود را درآوردند و لباس‌های غیرنظامی پوشیدند به این امید که بدون جلب توجه به مناطق خود برسند.

طبق روایت او، نیروهایی که برای محافظت از دروازه‌های پایگاه مأمور شده بودند، از جمله واحدهایی از سرویس مبارزه با تروریسم، تلاش کردند مانع خروج آنها شوند و حتی تیرهای هشدار دهنده هوایی شلیک کردند تا آنها را مجبور به عقب‌نشینی کنند، اما موفق نشدند.

عناد همچنین معتقد است که این پایگاه در طول جنگ امن باقی مانده و داعش به دلیل استحکامات قوی آن نتوانسته به آن حمله کند یا مستقیماً با نیروهای داخل درگیر شود.

او تلاش‌ها برای مسئول دانستن دسته جمعی قبایل محلی در این قتل عام را رد می‌کند و استدلال می‌کند که داعش مسئولیت اصلی این جنایت را بر عهده دارد. او خاطرنشان می‌کند که برخی از قبایل شامل افرادی بودند که در برابر این گروه مقاومت کردند، در حالی که برخی دیگر به صفوف آن پیوستند.

عناد همچنین معتقد است که تحقیقات رسمی از آنچه لازم بوده، کوتاه آمده است و به سوالات حل نشده‌ای اشاره می‌کند که در مورد تعداد قربانیان و مفقودین و همچنین محل دفن آنها باقی مانده است.

علی الصغری، یکی از بازماندگان این قتل عام، ساعات منتهی به این فاجعه را به یاد می‌آورد. او می‌گوید هرگز نشنیده است که هیچ فرمانده نظامی دستور عقب‌نشینی از پایگاه را صادر کرده باشد. برعکس، فرماندهان بارها از سربازان می‌خواستند که در داخل اردوگاه اسپایکر بمانند و آن را به عنوان یک موقعیت مستحکم که قادر به مقاومت در برابر حمله است، توصیف می‌کردند.

الصغری توضیح می‌دهد که ورود نیروهای فرماندهی عملیات صلاح الدین، به همراه سلاح‌ها و تجهیزاتشان، احساس امنیت سربازان را تقویت کرد. اما همزمان، بحث‌هایی در مورد ترک پایگاه و بازگشت به خانه در بین نیروها شروع به گسترش کرد.

او می‌گوید افرادی که او آنها را «نفوذی» می‌نامد، نقش مهمی در تشویق سربازان به انجام این کار داشتند، حتی آنها را ترغیب می‌کردند که سلاح‌های خود را کنار بگذارند و برای جلوگیری از جلب توجه، لباس غیرنظامی بپوشند.

طبق روایت او، سربازان هنگام خروج شروع به دور انداختن سلاح‌ها و درآوردن لباس‌های نظامی خود کردند. وقتی به دروازه اصلی که تحت کنترل سرویس مبارزه با تروریسم بود رسیدند، نیروهای مستقر در آنجا سعی کردند آنها را متوقف کرده و به داخل پایگاه برگردانند.

الصغری می‌گوید برخی از سربازان بازگشتند، اما نفوذی‌ها آنها را متقاعد کردند که دوباره برگردند و با پرسنل ضد تروریسم روبرو شوند و به آنها گفتند: «آنها سربازهایی مثل ما هستند. آنها ما را نمی‌کشند.»

او به یاد می‌آورد که نیروهای ضد تروریسم برای ارعاب کسانی که در حال خروج بودند و جلوگیری از خروج آنها، تیر هوایی شلیک کردند، اما سربازان در نهایت موفق شدند از دروازه عبور کنند. او به یاد می‌آورد که یکی از افسران به آنها هشدار داد: «آنها همه شما را خواهند کشت و شما مایه ننگ ما خواهید شد.»

پس از ترک پایگاه، سربازان با گروهی از غیرنظامیان مواجه شدند که آنها را از مسیرهای مختلف به خارج از منطقه هدایت کردند. الصغری می‌گوید تنها مسیری که بعداً امن ثابت شد، جاده منتهی به شهر العلم بود که به لطف کمک ساکنان محلی به سربازان فراری حاصل شد.

او معتقد است که این رویدادها خودجوش نبوده‌اند، بلکه نتیجه‌ی برنامه‌ریزی قبلی افرادی بودند که در صفوف سربازان نفوذ کرده و چندین روز را صرف تأثیرگذاری بر سربازان کرده بودند.

به گفته الصغری، این افراد بارها سربازان را تشویق می‌کردند که از شر سلاح‌هایشان خلاص شوند، در حالی که از نظر او، داشتن تنها چند تفنگ می‌توانست روند وقایع را تغییر دهد.

او ضمن اذعان به اینکه برخی از ساکنان منطقه از داعش حمایت کرده‌اند، مسئولیت‌پذیر دانستن کل شهر در قبال آنچه اتفاق افتاده را رد می‌کند. او تأکید می‌کند که بسیاری از مردم محلی جان خود را برای نجات سربازان به خطر انداختند و برخی نیز با جان خود هزینه این تلاش‌ها را پرداختند.

الصغری با یادآوری اعدام‌ها می‌گوید سربازان به دره‌ای برده شدند و در آنجا هدف تیراندازی سنگین و بی‌هدف قرار گرفتند. او به همراه ده‌ها قربانی به درون دره افتاد و تا شب در آنجا ماند، در حالی که جنگجویان داعش منطقه را برای یافتن بازماندگان جستجو می‌کردند.

پس از ساعت‌ها پنهان شدن، او موفق شد از میان درختان به سمت رود دجله حرکت کند، جایی که با بازمانده دیگری به نام عباس روبرو شد. آن دو با هم فرار خود را ادامه دادند، اما عباس که در حین تلاش برای زنده ماندن جراحاتی برداشته بود، سرانجام نتوانست ادامه دهد.

الصغری می‌گوید همراهش از او خواست که تنها ادامه دهد و خانواده‌اش را از آنچه اتفاق افتاده مطلع کند و اصرار داشت که خودش نمی‌تواند به جای امنی برسد. الصغری پس از تردید، مجبور شد سفر را به تنهایی ادامه دهد.

او اصرار دارد که بدون کمک ساکنان محلی که او را پنهان کرده و با وجود خطرات جدی که با آن مواجه بودند، بین چندین خانه جابجا کردند، زنده نمی‌ماند. او به یاد می‌آورد که یکی از ساکنان تکریت با وجود آگاهی از عواقب آن، از تحویل او به داعش خودداری کرد و بعداً به انتقال او به العلم کمک کرد، جایی که او به مدت ۱۶ روز نزد یک خانواده محلی ماند.

او شهادت خود را با صحبت در مورد مردی که در نهایت او را از منطقه قاچاق کرد، به پایان می‌رساند. آن مرد برای او کارت شناسایی با نام «عدنان خالد محمد العبیدی» تهیه کرد و او را از حدود ۲۰ ایست بازرسی امنیتی عبور داد و وانمود کرد که اعضای یک خانواده آواره هستند که از حویجه به کرکوک سفر می‌کنند. این سفر با رسیدن الصغری به محل امن پس از جان سالم به در بردن از یکی از مرگبارترین قتل عام‌های تاریخ اخیر عراق به پایان رسید.

 

هویت عاملان جنایت

در کنار روایت‌هایی که مسئولیت مستقیم این قتل عام را متوجه داعش می‌دانند، روایت‌های دیگری نیز به دخالت بازیگران محلی در انجام این جنایت اشاره دارند.

معین الکاظمی، رئیس کمیته بزرگداشت قتل عام اردوگاه اسپایکر و نماینده پارلمان از ائتلاف فتح (سازمان بدر)، می‌گوید که بیش از ۵۰۰ نفر در این قتل عام‌ها شرکت داشته‌اند و مقامات عراقی موفق شده‌اند تعدادی از آنها را دستگیر و به دستگاه قضایی معرفی کنند.

او خاطرنشان می‌کند که ده‌ها نفر از محکومان به اعدام محکوم شده‌اند که برخی از آنها قبلاً اجرا شده‌اند، در حالی که پرونده‌های دیگر همچنان در دست بررسی قانونی هستند.

الکاظمی می‌گوید که این قتل عام به دلیل تعداد زیاد قربانیان، چندین روز ادامه یافت و تلاش‌ها برای یافتن و کاوش گورهای دسته جمعی سال‌ها پس از آزادسازی تکریت ادامه یافت.

او همچنین استدلال می‌کند که کسانی که مسئول فریب قربانیان به کاخ‌های ریاست جمهوری بودند، شامل افرادی بودند که او آنها را حامیان رژیم سابق توصیف می‌کند، و همچنین ساکنان محلی که با داعش همکاری می‌کردند.

 

گورهای دسته جمعی

پس از بازپس‌گیری تکریت از داعش، مقامات عراقی تلاش‌های گسترده‌ای را برای یافتن گورهای دسته‌جمعی مرتبط با این کشتار آغاز کردند.

معین الکاظمی، نماینده مجلس، توضیح می‌دهد که تیم‌های جستجو و کاوش از اداره امور و حفاظت از گورهای دسته جمعی، که بخشی از بنیاد شهید است، طی چند سال گذشته نزدیک به ۱۴۰۰ مجموعه از بقایای اجساد را از ۱۶ گور دسته جمعی کشف شده در داخل و اطراف کاخ‌های ریاست جمهوری بازیابی کرده‌اند.

به گفته الکاظمی، بقایای اجساد به اداره پزشکی قانونی منتقل شد، جایی که آزمایش DNA انجام شد و با نمونه‌های ارائه شده توسط خانواده‌های قربانیان مطابقت داده شد. این فرآیند به مقامات امکان داد تا تقریباً ۱۲۰۰ قربانی را شناسایی کرده و بقایای آنها را به بستگانشان تحویل دهند.

او اضافه می‌کند که حدود ۶۰۰ نفر هنوز مفقودالاثر محسوب می‌شوند و این نشان می‌دهد که ممکن است برخی از آنها به رودخانه دجله انداخته شده باشند، در حالی که برخی دیگر ممکن است در مکان‌هایی که هنوز کشف نشده‌اند، مدفون مانده باشند.

الکاظمی تأکید می‌کند که همه قربانیان، صرف نظر از اینکه بقایای آنها پیدا شده باشد یا خیر، از نظر قانونی به عنوان شهید شناخته شده‌اند و خانواده‌های آنها مستمری و غرامت مقرر در قانون عراق را دریافت کرده‌اند.

پرونده‌ای که همچنان باز است

سرمد البدری، مدیر بخش رسانه و روابط عمومی کمیسیون عالی حقوق بشر عراق، به روزنامه دراج گفت که قتل عام اردوگاه اسپایکر همچنان یکی از وحشتناک‌ترین جنایات در تاریخ مدرن عراق است.

او گفت که این کمیسیون هر ساله به بزرگداشت این قتل عام ادامه می‌دهد و در عین حال پرونده‌های قربانیان و مفقودان را پیگیری می‌کند و برای اطمینان از پاسخگو بودن مسئولان این حادثه تلاش می‌کند.

البدری خاطرنشان کرد که تلاش‌های قابل توجهی توسط بنیاد شهدا، اداره پزشکی قانونی، سازمان‌های امنیتی و سازمان‌های جامعه مدنی برای مستندسازی این جنایت و جمع‌آوری شواهد مربوط به آن انجام شده است. این تلاش‌ها همچنین شامل همکاری با تیم تحقیقاتی سازمان ملل متحد برای ارتقای پاسخگویی در قبال جنایات مرتکب شده توسط داعش (یونیتاد) بوده است.

او افزود که پرونده گورهای دسته جمعی همچنان با چالش‌های فنی و لجستیکی عمده‌ای روبرو است. برخی از مکان‌ها هنوز به طور کامل کاوش نشده‌اند، در حالی که برخی از قربانیان در گورهای انفرادی دفن شده‌اند یا بقایای آنها توسط سیلاب به جاهای دیگر منتقل شده است.

البدری توضیح داد که مراحل تطبیق DNA هنوز در حال انجام است و هویت برخی از بقایای کشف شده به دلیل پیچیدگی فرآیند آزمایش یا کمبود نمونه‌های مرجع هنوز به طور قطعی مشخص نشده است.

او معتقد است که غرامت مالی و اقدامات قانونی اتخاذ شده توسط دولت، جنبه مهمی از غرامت را تشکیل می‌دهند، اما برای رسیدگی به پیامدهای عمیق روانی و اجتماعی به جا مانده از قتل عام کافی نیستند.

به گفته البدری، بسیاری از خانواده‌های قربانیان همچنان از اثرات آسیب‌های روحی رنج می‌برند، در حالی که برنامه‌های ارائه دهنده حمایت روانی و توانبخشی برای مادران، پدران، همسران و کودکانی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، همچنان ناکافی است.

او همچنین تأکید کرد که تلاش‌های امنیتی و قضایی برای تعقیب مظنونان در داخل و خارج از عراق ادامه دارد. تعدادی از متهمان طی چند سال گذشته دستگیر شده‌اند، در حالی که برخی دیگر همچنان فراری هستند و تلاش‌ها برای استرداد و پیگرد قانونی آنها ادامه دارد.

بیش از دوازده سال پس از قتل عام، اردوگاه اسپایکر همچنان به عنوان یکی از خونین‌ترین فصل‌های تاریخ مدرن این کشور در خاطره عراقی‌ها حک شده است.

با وجود بازیابی صدها بقایای اجساد و صدور هزاران سند رسمی مربوط به قربانیان، این پرونده همچنان حل نشده باقی مانده است. برخی از خانواده‌ها هنوز منتظر نتایج آزمایش‌های DNA هستند، در حالی که برخی دیگر هنوز بقایای عزیزان خود را دریافت نکرده‌اند. در همین حال، جستجو برای یافتن گورهای دسته جمعی بیشتر به امید یافتن پاسخ‌های مدت‌ها انتظار ادامه دارد.

تا به امروز، بسیاری از خانواده‌ها، از جمله خانواده احمد کامل جبار، همچنان با پیامدهای این فاجعه زندگی می‌کنند. تلاش‌ها برای شناسایی بقایای اجساد و تکمیل پرونده‌های قربانیان همچنان ادامه دارد، به این امید که این پرونده دردناک انسانی که همچنان در حافظه جمعی عراق ریشه دوانده است، روزی به پایان برسد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا